دلنوشنه یک مسئول فرهنگی
بسمه تعالی
با عرض سلام و درود خدمت دوستان و سروران گرامی خودم؛
چند نکته را لازم میدانم در اول عرایضم به سمع و نظر دوستان برسانم:
1. ما برای چه آمده ایم؟
2. برای چه دور هم جمع شده ایم؟
3. هدف از کار گروهیمان چیست؟
4. مزایای کار فرهنگیمان به چه نحو است؟
5. مفاسد کارمان چطور؟
6. چقدر در کارهایمان از خداوند منان مدد می جوییم؟
7. چقدر خودمان با اهل بیت ارتباط داریم؟
8. چقدر خودمان راهی را که باید برویم را پیموده ایم؟ اصلا راهی را پیموده ایم؟
9. چند درصد کارهایمان شعارگونه و چند درصد عملیاتی است؟
10. چرا بعضی از هدف ها و کارهای ارزشی را فراموش کرده ایم؟
11. چرا حاشیه کارهایمان از اصل برنامه هایمان جلوتر زده و پیشی گرفته است؟
شاید سوال های دیگری را نیز بشود مطرح کرد ولی بنده حقیر به همین مقدار بسنده می کنم.
کمی به گذشته ی کارمان نگاهی بیاندازیم شاید درس هایی بگیریم و ازانجام بعضی امور در زمان حال خودداری کنیم.
دوستان، عزیزان کاری نکنیم که فردای روزگار شرمنده امام زمانمان و شرمنده شهدای گرانقدرمان باشیم.
کاری کنیم که بماند،کاری نکنیم که بمانیم.
بیایید از بعضی امور که در ذهن خود برایش بت ها ساخته ایم و درذهن،آن کار را به غلط درست و حقیقی می پنداریم را کنار بگذاریم و با واقعیت و چشم باز به ادامه راه نگاهی بیندازیم. بیایید کارهایمان را اولویت بندی کنیم، بیایید در راستای هدفی که در آن یکدل هستیم را دنبال کنیم تا مشکل خاصی پیش نیاید.
عزیزان من، اگر در اموری مطمئن هستیم آن امور، غلط ، اشتباه و مخالف موازین شرعی هست،مقابلش سخت بایستیم، تا حجت را تمام کرده باشیم، نباید از دلی که با هوا و هوس مخلوط شده است ایده و نظری داد، اگر نمی توانیم کاری کنیم اول دل خودمان را صاف و نورانی کنیم.
چطور می شود آدمی که خودش غرق در هوس ها و درگیر شهوات است مربی و راهنمای دیگران باشد؟ با خودمان که دیگر شوخی نداریم؛
صاف و نورانی کردن دل به این سادگی ها نیست و شاید ، نه، قطعا سال های طولانی را می طلبد که باید در این امر صبر داشته باشیم.
دوستان، بیایید به جای اینکه ضرری به عزیزان و متربی های خود بزنیم خودمان را اول اصلاح کنیم که این تازه اول راهست.
به خودمان بقبولانیم که در کار فرهنگی و در عرصه مربی گری هنوز راه طولانی ای را پیش رو داریم ونباید شتاب زده عمل کنیم.
عزیزان از امکانات بالفعلی که در اختیار داریم استفاده کنیم و تا می توانیم کیفیت آن عمل را بالا ببریم تا بهترین بازده را داشته باشیم.
اگر کار های ما و برنامه های ما در فضای مسجد و در خانه امن الهی برقرار است باید خدارا شکر کنیم و از خود او برای ادامه را ه کمک بگیریم.
سروران گرامی، نیت های خود را جداً خالص کنیم و با قصد قربت کارها را پیش ببریم.
نباید بدون فکر و شتاب زده در امور مهم فرهنگی تصمیم گیری کنیم. ما با روح مرتبی سرو کار داریم، نکند خدای نکرده کاری کنیم که باعث ضعف متربی و یا بی انگیزه گی ویا جداکردن او از فضاهای معنوی شویم.
گاهی به یک مساله ای بر می خورم، و آن اینکه یک موردی را به متربی انتقال می دهم که شاید خودم آرزوی انجام آن را دارم ولی هنوز موفق به انجام آن امور نشده ام که باید اول از خودم شروع کنم و بعد انتظارتاثیر آن حرف را در متربی داشته باشم.
رفقا بیایید بدون ریا بکار خود ادامه دهیم و انتظاری هم از کسی نداشته باشیم. خودمان هستیم و خدای خودمان.
راه باز است، مسیر روشن است، اهلش باید پا در این راه بگذارد و اگر کسی جداً می داند هنوز اهل این راه نشده یا دلش غرق در چیز دیگریست بدون تعارف و بدون رودربایسی اول به تهذیب نفس خود رجوع کند ، خودم را می گویم!
بیایید برنامه ها و فعالیت هایمان را بدون تعصب برگزار کنیم و خوب فکر و تدبر کنیم.
شهدا چه کردند که راه صد ساله را یک شبه طی کردند؟
ما باید چه کنیم؟ اصلا وظیفه ما چیست؟
خودم را میگویم که گنهکارم و بسی گناهانم بزرگ و راهم ناشناخته و قدم هایم لرزان ،
چه باید بکنم با این همه درد؟
.....................................................................................................................................
حاشیه صحبت هایم:
نمیدونم چرا امروز که این نامه رو براتون می نویسم دلم تنگ شهداست!
دلم تنگ شهیدان است امشب که همرنگ شهیدان است امشب
دوباره روزی سپری شد و من ماندم و این دل تنگ، دلی که جز گناه چیزی در خود نپرورانده، آیا مارا با شهدا کاریست؟
در دل خود می گفتم و می سوختم که آیا امام زمان از من گنه کار راضیه؟ آیا شهدا مارو قابل میدونن؟
در گفتن این حرفا بودم که یاد یکی از سخنان شهید آوینی افتادم که می گفت:
« می گویند گنه کاران را در این قافیه راهی نیست، اما پشیمانان را که می پذیرند...»
تا یاد این جمله افتادم یه خورده آروم شدم گفتم آی شهدا من پشیمونم دست منم بگیرید...
یادمان باشد تا آن ها نظری به ما نکنند ما راه را نیافته و سخت درگیر هوس های خود میمانیم ، بیایید کاری کنیم که دستمان را بگیرند و دعایی در حق ما بکنند!
.....................................................................................................................................
یک سخن گهربار از حضرت آیت الله بهجت(ره) خواندم :
« همین برای انسان کافیست که خود را در محضر خدا ببیند و خدا را در همه احوال، مطلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه کارها و احوال خود، ناظر بداند . »
نوشته شده توسط علی